احمد بن محمد حسينى اردكانى

291

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

و امّا اگر از اشكال نفس معانى مصدريّهء انتزاعيّه قصد شود ، از امور عقليّهء اعتباريّه خواهد بود از باب نسبت اضافيّهء عقليّه ، مانند جوهريّت و شيئيّت و امثال آنها . پس [ آنچه ] مهندس كه از اين اشكال نفس مقادير محدوده را قصد مىكند هم - اشكال است و هم مشكلات . و غير مهندس از شكل معنىيى را قصد مىكند كه عارض موادّ طبيعيّه است كه مفهومش مأخوذ است از حالت انفعاليّه‌اى كه عارض جسم طبيعى مىگردد از حيثيّت مقدار جسم » . « 1 » فصل دوم در بيان آنكه براى هر جسمى شكلى طبيعى هست زيرا كه همهء اجسام متناهىاند ، و هر متناهى مشكّل است ، و هر مشكّلى شكل طبيعى براى آن است . پس براى هر جسمى شكل طبيعى خواهد بود . امّا بيان صغرى در قياس اوّل مذكور شد ، و بيان كبرى در آن قياس كه هر متناهى مشكّل است آن است كه بر متناهى حد يا حدود احاطه كرده است ، و هر چه بر آن حد يا حدود احاطه نمايد مشكّل است . و دليل بر كبراى قياس دوم كه براى هر مشكّلى شكلى طبيعى هست ، آن است كه بر تقدير فرض ارتفاع تأثير قواسر از آن ، ناچار بر شكلى معيّن خواهد بود . و آن شكل به حسب قاسر نمىتواند بود ، زيرا كه مفروض رفع قواسر است ، پس به حسب طبع خواهد بود ، و هو المطلوب . و اعتراض بر اين مطلب آن است كه اگر چه [ 223 ] هرگز جسم از شكل معيّنى خالى نمىباشد . امّا مىتواند شد كه به حسب طبيعت اقتضاى شكلى ننمايد چنان كه فلك هرگز از وضعى معيّن خالى نيست و به اعتقاد قوم به حسب طبيعت اقتضاء وضعى نمىكند . و دفعش : به بيان فرق است در ميان وضع و شكل ، زيرا كه حصول وضع منوط به امر خارج است و با قطع نظر از غير به هيچ وجه تحقق نمىيابد ، نه وضع مطلق و نه وضع معيّن . و به اين اعتبار مىگويند كه فلك اقتضاى وضع معيّن نمىكند . و امّا شكل معيّن براى جسم

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 4 ، صص 172 - 174 ، با تفاوت .